تبليغاتX
یگانه
جهنم باد بی تو غرب کابل
من وتوپشت گوشی عهدبستیم

من وتومرزهامان را شکستیم

بده این بار دستت را به دستم

نگودیگرکه ما نامحرم استیم.

              ***

غم ازمن، دلخوشی ها ازتوباشد

به دست آوردلم را ازتــــو باشد

برایت حافظ شـــــــــیراز میشم

سمرقند وبخـــــــــارا ازتو باشد.

             ***

بخندای گل! که دنیا شاد گردد

غم دیرینه ام برباد گردد

رها کن گیسوانت را که امشب

دل زندانی ام آزاد گردد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 10:30  توسط ف ر ی د  | 

 

تنت اتش تنت اتشفشان است

تنت صحرای سبزاهوان است

نسیم صبح تابستان پامیر!

تنت بند امیر بامیان است.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم دی 1386ساعت 16:41  توسط ف ر ی د  | 

خداجان وقتی که پیدات کرده

خودش را همچنان اثبات کرده

یگانه! بایقین می گویم این را

که درزیبایی ات افراط کرده.

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 16:18  توسط ف ر ی د  | 

کسی درشهربی تو جان ندارد

غرور وعزت وایمان ندارد

توازمن می شوی هرجا که باشی

یگانه !بی توهیچ امکان ندارد.

          

تودریایی زطوفانت خرابم

غروبم، غصه ام، دردم، عذابم

مرادگرنمی خواهی مهم نیست

ولی لطفن نیا دگر به خوابم.

                   

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 13:37  توسط ف ر ی د  | 

                       

لبان قند تونازک ترازگل

رخت مهتاب، لای ابرکاکل

یگانه! ازخدا خواهم همیشه

جهنم باد بی توغرب کـــابل!

 

غریبه مشکلش را بـــا تو گفته

زدنیا حاصلش را بـــا تو گفته

یگانه! اینقدرها ساده هم نیست

کسی حرف دلش را با تو گفته.

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 11:42  توسط ف ر ی د  | 

نبودی تا زعشقت یاد کردم

سفرتا ملک زهرآباد کرد

منی دیوانه باعاشق شدن ها

برایت درد سرایجاد کردم.

                  ***

مرا چوروچپاول کرده رفتی

خراب تاب کاکل کرده رفتی

یگانه! امسفربا چشم هایت

چه غوغایی به کابل کرده رفتی.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386ساعت 9:6  توسط ف ر ی د  | 

کسی مجنون، کسی لیلا نمیشه

کسی آدم، کسی حوا نمیشه

بسوزان وحشت آباد خودت را

خدایی ات مگر بی ما نمیشه؟

 

خدایا!  کاشکی اینجا نباشیم

میان این همه غمها نباشیم

بیا برهم بزن این هستی ات را

چه فرقی می کند گر ما نباشیم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم تیر 1386ساعت 8:38  توسط ف ر ی د  | 

ازاول عشق را تصویب  کردی

سپس خط خط زدی تکذیب کردی

دلم رامثل صلصال و شمامه

تو طالب گشتی و تخریب کردی

 

اتم وبمب و اهن گشته ای تو

دلم رادزد ورهزن گشه ای تو

بیا بس کن دگرعاشق کشی را

یگانه! بن لادن گشته ای تو؟

 

 یگانه،چادر آبی به سرداشت

 دلی حتا زاهن سخت ترداشت

 به قتل وغارت این قلب عاشق

 شباهت باخود ملا عمر داشت

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 20:13  توسط ف ر ی د  | 

 یک دوبیتی وطنی

وطن درسینه ات هیزم مبارک

همیشه "هفتم" و "هشتم" مبارک

نگاه سرمه دارت را مگردان

برایت شوهر چندم مبارک.

+ نوشته شده در  شنبه پنجم خرداد 1386ساعت 10:32  توسط ف ر ی د  | 

به خوابم دیدمت مهتاب  بودی

کنار بستر  من  خواب   بودی

یگانه ! وقتکه    بیدار    گشتم

چه یک مضمون شعرناب بودی

 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم فروردین 1386ساعت 18:50  توسط ف ر ی د  |