|
|
|
|
|
نبودی تا زعشقت یاد کردم
سفرتا ملک زهرآباد کرد منی دیوانه باعاشق شدن ها برایت درد سرایجاد کردم. *** مرا چوروچپاول کرده رفتی خراب تاب کاکل کرده رفتی یگانه! امسفربا چشم هایت چه غوغایی به کابل کرده رفتی. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386ساعت 9:6 توسط ف ر ی د
|
|
||